شهید امیرسعید زاده آزاده ای که اسارت را هم خسته کرد
به قلم جهاندار سالاری

همین چندماه پیش بود که فرمانده کل سپاه پاسداران جهت بهره برداری از کتاب عصرهای کریسکانش به سنندج سفرکردند هنگامی که وارد آن مجلس در سینما بهمن سنندج شده وبرای اولین بار چهره نورانیش را دیدم برای لحظاتی افکارم به کریسکان سیرنموده با خود گفتم:
راستی این مرد 15سال تمام رنج اسارت را تحمل نموده است؟
مگر او جسمش از جنس چه بوده است که توانسته 15سال تمام در اسارت گروهکی باشد آن هم جنایتکارانی که رسما خدای عزوجل را انکارمی کنند وکفرمطلق هستند؟
به خود که آمدم تنها این کلمه برزبانم جاری بود ایمان،ایمان،ایمان

آری شهید دلاور داستان ما از چنان ایمان با صلابتی برخوردار بود که اسارت را نیز خسته کرده بود،او عاشقی بود که تمام تمنایش وصال معشوقش بود واین را می توانستی از چهره چون خورشیدش دریافت او درعین درخشندگی از غم بزرگی رنج می برد واین را به وضوح از رخساره مبارکش خوانده بودم،شوق پرواز چنان از خود بیخودش کرده بود که اگر امروز شهادت در را بررویش نمی گشود چه بسادر بسیاری از کلمات شک می نمودم شهید سعید زاده بع چنان جایگاه رفیعی از عشق دست یافته بود که تنها شهادت می توانست اجرش را کامل نماید وامروز هرچند از نبودش به شدت متاثر وبه مانند خانواده اش غمبارم اما چون شهادت او را در آغوش کشیده است بسیار هم خوشحالم.
شهید امیر سعید زاده نمونه بارز ولایت پذیری بود زمانی که به محضر مقام معظم رهبری بار یافت به وضوح این امر مهم دینی را می توانستی از نحوه نشستنش در مقابل آن پیر کبریائی دریافت وامروز شاید بزرگترین مشکل ما همین مطلب باشد که در بحث ولایت پذیری چون او نیستیم ادب واخلاص آن یار سفرکرده الگوئی بسیار زیبا برای همه ما می باشد که خود را حامی وگوش بفرمان ولی فقیه می دانیم وامیدوارم بتوانیم قدم در جای پایش بگذاریم وادب واخلاص را از او بیاموزیم.
شهید سعید زاده از جمله دلاورانی کردی بود که همرزم شهیدان والامقامی چون شهید چمران،شهید صیاد شیرازی ویا مسیح کردستان شهید بروجردی وهمرزم شهید بی نام ونشان شهید باکری بود واین افتخار کمی برای مردمان ارزشی کردستان نیست بلکه باید به خود ببالیم که در این سرزمین اهورائی چنین انسان کاملی روئیده است وتا انتهای تاریخ مایه عزت وسربلندی قوم فرهیخته ومومن کرد است.
با مطالعه کتاب عصرهای کریسکان می توان به عمق دلاوری های او پی بردوفهمید که امروز کردستان چه ستاره درخشانی را از دست داده است وشاید صدها سال نتوان نمونه ای رابرایش متصور بود،آزاده ای که با تمامی توان در مقابل کسانی سینه را ستبر کرد که کفرمطلق بودند وتحت هیچ شرایطی به منشاء خلقت ایمان نداشتند ودر اسارت بودن چنین اشقیائی نیاز به توضیح ندارد ومی توان گفت هرچه بوده است معجزه خداوندی بوده است تا آنجا که حضرت رحمن جل جلاله الشریف براو منت گذارده راه فراررا برایش هموار می نماید.
جانبازی شیمیائی که همین مطلب کافیست که 15سال تمام از آن رنج برده وشکنجه های آن ددان را به مراتب غیر قابل تمل تر نماید آری از چنین انسانی سخن می گوئیم واگر مقاومت را در وجود چنین انسان هائی یافتیم بدون کوچکترین کج راهه رفتن باید گفت اینجا همان مکانیست که خداوند رحمن می فرماید تعز من تشاء آری عزت آن روزهای سخت اسارت چیزی جز اراده حضرت حق نبوده است وما نیز بر چنین اسان شایسته ای درود وسلام می فرستیم واز خداوند مهربانی ها عاجزانه وخاضعانه التماس نموده با پیامبران وائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین محشور گردند ودر روز قیامت شافع ما در نزد خداوند غفار ورئوف باشند.
والسلام علی الابرار الذین یذلوا ما فی بوسعهم فی نهج الله وصراطه
آین یا ارحم الراحمین
جهاندار سالاری سوم بهمن ماه سال یکهزار وچهارصد خورشیدی
برچسبها: جهاندارسالاری , شهیدسعیدامیرزاده , شهادت جانبازان , مظلومیت جانبازان




