>

خیبر،خیبریاصهیون-جیش محمدقادمون

یاحسین

حاج محمد عزیزحاج توفیق عزیز یادتان همچنان برلوح خاطرمان زنده است  روابط عمومی اخبار کامیاران

روابط عمومی اخبارکامیاران
خیبر،خیبریاصهیون-جیش محمدقادمون یاحسین

حاج محمد عزیزحاج توفیق عزیز یادتان همچنان برلوح خاطرمان زنده است  روابط عمومی اخبار کامیاران

حاج محمد عزیزحاج توفیق عزیز یادتان همچنان برلوح خاطرمان زنده است

روابط عمومی اخبار کامیاران

https://cdn.imgurl.ir/uploads/c779702__.jpg

دوم اردیبهشت ماه سالگرد درگذشت دردناک مرحومان «حاج توفیق زارعی» و«حاج محمد سورسوری» که سلام ورحمت خداوند رحمن برآنان باد می باشد.

به همین مناسبت دلنوشته زیر تقدیم می گردد به همشهریان عزیز شهرستان کامیاران ودوستداران آن عزیزان در هرکجای این زمین خاکی که حضوردارند.

اردیبهشت از راه رسیده است ماه زیبائی ها وبه ثمر نشستن گلها اما اردیبهشت 22سال پیش گل های کامیاران درخاک شدند وهزاران دل خونین گردیدند.

آن روز بدشگون را هیچ گاه از یاد نخواهم برد که دوتن از بهترین های کامیاران برای همیشه رخ در نقاب خاک کشیدند وبرای همیشه اردیبهشت از زیبائی هایش افتاد

خبر بسیار سنگین بود وباورش بسیار مشکل اما اتفاق رخ داده بود وحاج توفیق زارعی وحاج محمدسورسوری دو تن از بهترین های دیارمان کامیاران به خدا پیوسته بودند.

شهربه خروش آمده بود هزاران تن از همشهریان راهی جاده سنندج شدند تا آخرین دیدار را با بهترین های شهر به یادگار در تاریخ ثبت نمایندوآنها را به خدا بسپارند.

حاج توفیق زارعی انسانی وارسته سخی ومتقی:

حاج توفیق هیچ گاه دیارش را ترک ننمود وبا مردمش زیست ودر میان شان برای همیشه به خاک پاک کامیاران لبیک گفت او پدر بسیاری از ایتام ومستمندان شهر بود هرآنچه را داشت با مردم قسمت می نمودوهرگاه عزیزی دچار مشکل مالی یا پزشکی ویا....می گردید کافی بود موضوع به حاجی منتقل می شد ودر همان لحظه دل بندگان خدا را شاد می نمود.

بارهای بار سفره ی پرطراوت افطار در خانه اش پهن می گردید در حالی که آن سفره قبل از هرکس متعلق به ولی نعمتان حاجی بود او فقرا،را ولی نعمت خود می دانست وبا آنان چنان با نزاکت سخن می گفت که کامیاران به داشتن چنین فرزندسخاوتمندی وچنین فرزندی با آن اخلاق کریمانه افتخار می نمود.

روزی را به یاد دارم که در سنندج بودیم تلفن همراهش به صدا درآمد بعد از اندک لحظاتی چهره اش برافروخته گردید وبعد از اتمام تماس تنها این جمله را خطاب به حاضران برزبان آورد سریع آماده شوید برویم بیمارستان توحید وقتی که به بیمارستان رسیدیم یکی از جوانان شهر بستری بود که از نظر اقتصادی به شدت مشکل داشت پدرش را سال ها پیش از دست داده بود ودرحالی که درس می خواند نان آورخانه هم بود.

حاج توفیق برای لحظاتی از ما جدا گشت وهنگام برگشت در حالی که بسیار شادمان بود گفت برادران یا الله برویم بعدها فهمیدم که نه تنها هزینه های بیمارستان را پرداخت نموده بود بلکه کاری کرده بود کارستان واکنون آن عزیز در موقعیت بسیار خوبی از نظر شغلی ومالی قرار دارد.

حاج توفیق اعتقاد عجیبی به شعائر الله داشت هرگاه صدای اذان از مأذنه ها به گوش می رسید هرکاری را که داشت تعطیل می نمود وهیچ چیز به اندازه برپا داشتن نماز به وقتش برایش مهم نبود وخود از این رفتار حاج توفیق درس ها آموختم او انسانی متقی وخداترس بود وهر انسان منصفی می توانست ایمان را ازچهره اش بخواند.

واینگونه بود حاج توفیق زارعی تا لحظه ی ملاقات مرگ هیچگاه برای بندگان خدا کم نگذاشت که صدها سند از خوبی های آن مرد بزرگ دارم که قطعا امروز در کنار اولیاءالله همنشین است واز خوان نعمت الهی روزی خور است خدایش بیامرزد

حاج محمد سورسوری خدمتگذاری صالح و مرد خدا:

حاج محمد را از روزی که چشمانم انسان ها را شناخت می شناختم واز کودکی با هم بزرگ شده بودیم واز همه مهمتر او از بستگان من بود اما این متن را به خاطر آن نمی نویسم که از اقوام من بوده است بلکه به جهت ادای وظیفه است ومرضای خداوندی

حاج محمد از اوان کودکی بسیار به ورزش علاقه داشت وبه خاطر بودن حاج محمد بازار ورزش کودکانه ی ما گرم بود،زمان رفته رفته در حال گذار بود وما نیز به همان میزان از کودکی فاصله می گرفتیم تا جنگ تحمیلی شروع شد وحاج محمد از جمله رزمندگان دفاع مقدس بود.

هنوز خاطرات آن روزهای سخت را به یاد دارم آموزش های نظامی را در پادگانی در حمیدیه ی اهواز سپری نمودیم وعازم جبهه ها شدیم حاج محمد از رزمندگانی بود که بسیار به خدا نزدیک بود هیچگاه در آن شرایط سخت جبهه ها نماز اول وقتش ترک نشد اعتقاد عجیبی به نماز عصر داشت وبا دیگر نمازها حالاتش متفاوت بود گوئی آخرین نمازش است

حاج محمد تمام تلاشش آبادانی کامیاران بود به ویژه در بخش ورزش تا جائی که از معدود کسانی بود که بدون کوچکترین رایزنی های معمول به ریاست اداره تربیت بدنی وقت درکامیاران منصوب گردیدوورزشگاه امروز کامیاران نتایج زحمات وتلاش های آن یارسفرکرده است.

حاج محمد هیچگاه خود را از صف مردمش جدا ندانست وبا مردمش زیست از او خاطرات بسیار زیبائی دارم که باید بیان شود تا نسل آینده بداند دیارش چه انسان های صالحی را پرورش داده است درحالی که از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبود هیچگاه دستان نیازمندان را رها نکرد وبارها شاهد کمک های آن مرد خدا بودم که هستند انسان های فراوانی که بیایند وبر بخشندگی ودینداریش شهادت دهند.

https://cdn.imgurl.ir/uploads/p31403____.jpg

اما بهترین عمل حاج محمد رعایت حقوق والدین بود دایه رعنا را هیچگاه تنها نگذاشت وبا او چنان رفتاری داشت که اولیاء الهی چنین رفتاری را با والدین خود داشتند بعد از درگذشت حاج محمد عزیز هرگاه به دایه رعنا می رسیدم اشک هایش سرازیر بود هرچه از او می خواستم ترک گریه کند می گفت بعد از حاجی نمی توانم چون هیچگاه مرا نرنجاند هیچگاه تنهایم نگذاشت.

این متن را در بیست و دومین سالگرد در گذشت جانسوز آن عزیزان تقدیم شما همشهریان عزیزم می نمایم به ویژه نسل جوانی که 22 سال پیش کودک بودند وامروز جوانان وعزیزان شهرمان هستند.

بدین خاطر در آینده ای نزدیک زندگی نامه ی این دو عزیز را به رشته تحریر درآورده تقدیم همشهریان عزیزم می نمایم تا خوبان مان همواره در اذهان زنده باشند.

یادشان به خیر ونیکی باد ورحمت خداوندی برارواح پاک شان-الفاتحة مع الصلوات

​عکس:ازکانال میژووی ناوچه ی کامیاران به مدیریت دکترباقر پیری


برچسب‌ها: صالحان ومومنان کامیاران , درگذشت همشهریان کامیارانی

تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 14:55 | نویسنده : روابط عمومی اخبارکامیاران |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.