آقای رئیسجمهور لطفاً به کوردستان نیایید!

آقای رئیسجمهور لطفا به کوردستان نیایید!
اگر …
سفر رئیسجمهور به استان کردستان در هفته جاری میتواند فرصتی برای مشاهده میدانی سطح محرومیت استان و تلاشی در جهت ترمیم رابطهی مرکز و پیرامون باشد، اما اگر این سفر همانند تجربههای گذشته تنها در سطح مصوبات نمادین باقی بماند، حس نادیده انگاری مردم کردستان را بیش از پیش تشدید خواهد کرد.
کردستان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند تغییر در نگاه توسعهای کشور و بازتوزیع عادلانه منابع ملی است؛ نه سخنرانی های آتشین و تعریف و تعارف های نخ نما .
اقتصاد شکننده و نرخ بالای بیکاری
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران (۱۴۰۳)، نرخ بیکاری استان کردستان در زمستان گذشته ۱۳.۷ درصد بوده است، در حالیکه میانگین کشوری ۷.۸ درصد اعلام شده است. این شکاف تقریباً ششواحدی، کردستان را در میان سه استان نخست کشور از نظر بیکاری قرار داده است.
مطالعات میدانی نشان میدهد نرخ بیکاری جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال استان ۳۲.۲ درصد و در میان زنان جوان حتی تا ۴۸.۵ درصد است (فرهیختگان، ۱۴۰۳). این آمارها نه حاصل رخدادهای مقطعی بلکه نتیجهی چند دهه فقدان سرمایهگذاری مولد، خروج سرمایه انسانی و ضعف زیرساختهای تولیدی در استان است.
نابرابری در زیرساختهای ارتباطی و حملونقل
دادههای وزارت راه و شهرسازی نشان میدهد از مجموع حدود ۶٬۱۸۰ کیلومتر راه روستایی در استان کردستان، بیش از ۲٬۶۳۰ کیلومتر همچنان خاکی یا شوسه است. این میزان، استان را ۱۲ درصد پایینتر از میانگین ملی در شاخص برخورداری از راههای آسفالته قرار میدهد.
در حالی که استانهای همتراز مانند همدان و زنجان بیش از ۹۰ درصد راههای روستایی خود را آسفالت کردهاند، این عقبماندگی زیرساختی، شاخص دسترسی به خدمات، امنیت جادهای و حتی نرخ مهاجرت از روستاها را در کردستان بهشدت منفی کرده است.
پروژههای عمرانی کلیدی نظیر کریدور شمال–جنوب نیز سالهاست نیمهتمام ماندهاند. نبود شبکهی حملونقل کارآمد، عملاً کردستان را از مسیرهای اصلی تبادلات اقتصادی کشور جدا کرده است و فرودگاه نیمه تعطیل سنندج نماد تمام قد محرومیت و تجلی مفهوم مرکز و پیرامون در مفهوم توسعه نامتوازن کشور است.
نابرابری ساختاری در بودجه و سرمایهگذاری عمومی
تحلیل دادههای بودجهای سه سال اخیر (۱۴۰۰–۱۴۰۳) نشان میدهد که سرانهی بودجهی عمرانی استان کردستان حدود ۶۰ درصد میانگین کشوری است.
به عبارت دیگر، کردستان در حالی از پایینترین نسبت اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای برخوردار است که شاخصهای فقر، بیکاری و کمبرخورداری آن در میان بالاترین مقادیر کشور قرار دارد.
این شکاف بودجهای نشانهای از تمرکزگرایی مزمن در نظام تخصیص منابع است؛ چنین الگویی که وزن سیاسی و جمعیتی استانها را بیش از نیازهای توسعهای در نظر میگیرد، ظلمی آشکار به استان های محرومی همچون کردستان است.
جناب آقای رییس جمهور اگر قرار است این سفر شما به کردستان هم در چهارچوب همین نگاه دوگانه باشد لطفا در تهران بمانید!
چالش حقآبه و عدالت زیستمحیطی
در سالهای اخیر، علیرغم احداث سدهای مهمی همچون داریان، گاران و سیروان، بخش عمدهای از منابع آبی استان برای تأمین نیاز استانهای همجوار انتقال یافته است.
کاهش سهم استان از آبهای سطحی و زیرزمینی، منجر به افت تولید کشاورزی در مناطق سروآباد، مریوان و کامیاران شده است.
آقای پزشکیان؛ بازنگری در نظام تخصیص حقآبه و اولویت دادن به نیازهای زیستمحیطی و معیشتی استان، پیششرط عدالت منطقهای است. اگر نمی خواهید در این مورد تغییری قاطع و عملی به وجود بیاورید لطفا در تهران بمانید!
کردستان، قربانی سیاستهای نمادین توسعه
در دو دههی اخیر، سفرهای متعدد مقامات عالیرتبه کشور به استان کردستان همواره با مجموعهای از مصوبات و وعدههای توسعهای همراه بوده است؛ مصوباتی که قرار بود زیرساختهای اقتصادی، حملونقل و خدمات عمومی استان را متحول کنند. با این حال، بخش قابلتوجهی از این تعهدات در مرحلهی تصویب باقی مانده و عملاً به اجرا نرسیدهاند.
بر اساس گزارش رسمی سازمان برنامه و بودجه کشور (۱۴۰۲)، از مجموع مصوبات سفرهای استانی دولتهای مختلف به کردستان، تنها حدود ۳۰ درصد به مرحلهی اجرا یا بهرهبرداری نهایی رسیده است. بخش عمدهای از پروژهها بهدلیل محدودیتهای مالی، تغییر اولویتها و نبود نظام نظارت کارآمد، نیمهتمام یا متوقف شدهاند.
این روند، بهتدریج نوعی بیاعتمادی نهادی در میان مردم و نخبگان محلی ایجاد کرده است؛ زیرا وعدههای تکراری و مصوبات بینتیجه، شکاف میان مرکز و پیرامون را عمیقتر کرده و تصویر توسعه در کردستان را به امری نمایشی بدل ساخته است.
ادامهی چنین سیاستی نهتنها بهرهوری سرمایهگذاریهای عمومی را کاهش داده، بلکه سرمایهی اجتماعی دولت در استان را نیز بهشدت فرسوده است. کردستان امروز بیش از هر زمان دیگر، به تصمیمهای اجرایی و سیاستهای پایدار نیاز دارد، نه مصوبات نمادینی که در حد تیتر و خبر باقی میمانند.
الزامات تحول در نگاه مرکز به پیرامون
توسعهی کردستان صرفاً از مسیر بودجهی عمرانی نمیگذرد؛ بلکه نیازمند تغییر در منطق سیاستگذاری است.
تا زمانی که تصمیمگیری دربارهی مسائل استان پشت درهای بسته و بدون حضور واقعی نخبگان محلی صورت گیرد، هر سفر دولتی صرفا بازتولید بیاعتمادی عمومی خواهد بود.
کردستان باید در سیاست ملی بهعنوان «منطقهی هدف در برنامهی جبران نابرابری فضایی» تعریف شود. این امر نیازمند تمرکززدایی اداری، اصلاح نظام بودجهریزی، تقویت بخش خصوصی محلی و تضمین شفافیت در پروژههای عمرانی است.
آقای رئیسجمهور،
سفر به کردستان زمانی معنا پیدا میکند که تصمیمها به تغییر واقعی منجر شوند.
اگر این سفر، آغاز بازنگری در سیاستهای توسعهای کشور باشد، مردم کردستان از آن استقبال خواهند کرد.
اما اگر قرار است تنها مجموعهای از مصوبات غیرالزامآور و وعدههای تکراری باشد، شاید نیامدن بهتر از آمدنی بیثمر باشد.
کردستان به صحبت نیاز ندارد، به سفر بی ثمر هم نیاز ندارد اگر قرار نیست تغییری در زندگی مردم ایجاد کند، همان بهتر که در پاستور بمانید و از همانجا برای حل مشکلات ما دعا کنید!
اگر قرار نیست ببینید که نایسر با شصت هزار جمعیت بیمارستان و فضای سبز ورزشگاهی ندارد، لطفا نیایید!
اگر قرار نیست برای وضعیت اسفناک جاده های استان و آمار بالای مرگ در این راه ها کاری اساسی نکنید؛ آمدنتان بی ثمر خواهد بود!
اگر قرار نیست مشکلات عدیده بخش کشاورزی و دشت های فرو نشسته قروه و دهگلان را نبینید و نشنوید، نیایید!
اگر قرار نیست فساد گسترده معادن طلا و ظلم آشکار به محیط زیست کردستان را نشنوید و برای آن کاری نکنید، همان بهتر که تشریف نیاورید!
اگر قرار نیست برای جوانان کولبر تحصیل کرده اقدامی اساسی و عاجل بکنید؛ آمدنتان نمایشی تکراری خواهد بود.
آقای پزشکیان به گواه تاریخ کردها بهترین میزبانان در سرزمینشان بوده اند؛ هر قوم و قبیله را به گونهای پذیرا بوده اند که بسیاری از ایشان اکنون کردستان را خانه خود میدانند؛ اما متاسفانه فقدان نگاه مطالبه گرانه و ضعف گفتمان توسعه در این منطقه همواره موجب شده تا در حاشیه بماند. شما اگر توان کمک در تغییر این پارادیم تاریخی را دارید، بسم الله! و اگرنه، آمدن و رفتنتان مثل صد ها سفر تبلیغاتی دیگر موجب تقدیر کردستان نخواهد شد.
کاوه زارعی
سردبیر
برچسبها: مسعود پزشکیان , سفرهای استانی , اخباراستان کردستان




